محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

161

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

ديگر از همين كتاب مىنويسد : « متكلمان كسانى هستند كه گاهى همراه مسلمانانند ، اگرچه پيرو مسلمانان بدعت‌گذارند ( مقصود او از بدعت‌گذاران كسانى هستند كه به افكار او معتقد نيستند ) و گاهى ، هم‌فكر فلاسفه هستند و گاه با كفار و مشركين در يك صف قرار مىگيرند » « 1 » . پس ابو الحسن اشعرى و پيروان او كه ميليونها مسلمان را تشكيل مىدهند و امام غزالى ، نوبختى ، محمد بن كرام ، باقلانى ، و اصل بن عطاء ، نظام رازى ، ايجى ، جرجانى ، همه اين افراد و پيروانشان كه طبقات زيادى از مسلمانان هستند همگى مشرك ، مرتد ، بدعت‌گذار و صائبند ، چرا ؟ چون بنا به هردليلى مخالف آراء و افكار ابن تيميه هستند . علم كلام علمى است كه ابزار شناخت عقلى را براى تبيين دين در اختيار ما مىگذارد و اگر اين علم كه متضمن بحثهاى عقلى و زيربنايى عقايد اسلامى است ، شرك ، كفر ، بدعت و گمراهى باشد پس اسلام و دين كدام است ؟ ! و اگر علماى بزرگى مانند اشعرى و غزالى و نظاير اينها مشرك باشند پس مسلمان كيست ؟ !

--> - ابن اثير : 3 / 43 ، تاريخ طبرى : 5 / 49 ، الاستيعاب : 1 / 918 ، المعارف : 131 و 141 ، صحيح بخارى : 2 / 507 ح 1335 و 1388 و : 6 / 2538 ح 6526 و 6855 ، صحيح مسلم : 1 / 51 ح 20 ، صحيح ابن حبّان : 1 / 449 ح 216 ، المستدرك على الصحيحين : 1 / 544 ح 1427 ، سنن ترمذى : 5 / 3 ح 2607 ، مجمع الزوائد : 6 / 225 . ( 1 ) . رجوع كنيد به : نقض المنطق : 88 .